غزل کویری |
|
| PersianBlog | Free Templates | Blogs List | |
برش
برف هم که نیاید
سرما به استخوان ام می زند انگار
بهمن اما همیشه کار /د/ستم می دهد
هی برش می زنی
سه
دو
یک
سکانس اول :داخلی/اصفهان/ بیمارستان/یا عیسی مسیح
قطع می شود صدا
قدم بردار
تصاویر گنگ
بهمن نفس می کشد در تو
تیر می کشند ریه هایم
برش
برش
بردار
لحظه
لحظه
بالا می روی از سن
بیست و چهارمین پله
دوربین به سمت تو می چرخد
آغاز می شوی در من
.
.
.
پالتوی چرمی ات را می پوشی و با لبخندی زنانه
دور می شوی دوباره
من اما باز سردم است
ببین برف که می بارد چه زود شعرم سپید می شود.......
| لینک | ۱۳۸٧/۱۱/٢۱ - مستان |

